دوستفا : بهترین و بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان
دوستفا : بهترین و بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان

دوستفا : بهترین و بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان

دوستفا : بهترین و بزرگترین شبکه اجتماعی فارسی زبان

لحظات طلایی را در دوستفا داشته باشید

شبکه اجتماعی


1053500x761_1422038251803594.jpg unnamed.jpg 77060811662997324840.jpg 1655889_1414011478860066_4598331937818876683_n.jpg
رضا

مشخصات

موارد دیگر
نام کاربری : absham50
نام کامل : رضا
جنسیت : مرد
امتیاز : 3205
پست : 252 پست
هوادار : 27 نفر

مدال ها و افتخارات

بايد بيشتر تلاش کني به روز قابل اعتماد داره فعاليت ميکنه

دنبال شدگان

آخرین بازدید کنندگان

دعوت شدگان توسط این کاربر

تا کنون 0 کاربر توسط "رضا" به جامعه مجازی دوستفا دعوت شده اند.
برای دعوت از دوستانتان به بخش ارسال دعوتنامه و یا پیشنهاد عضویت با لینک دعوتنامه شخصی مراجعه نمائید.

بارکد اختصاصي

absham50
رضا

لبخند می زنم  به رویای با تو بودن ....
لبخند می زنم به  سپیدی موهایت ....
که سیاهی جهان به پایش نمی رسید ....
لبخند می زنم به نگاهم در آیینه ای کدر  ....
که انعکاس تصویر تو را در من زنده می کند  ....

1053500x761_1422038251803594.jpg

absham50
رضا
چند سال پیش که  عاشقت می شدم رفتارم عادی نبود بیخودی می خندیم و بیخودی دلتنگ می شدم .  کسانی که منو می شناختن میگفتن مخش تکون خورده . ولی من به مادرم می گفتم من دلم تکون خورده نه مخم . مادرم می گفت گور بابای مخ.... تو دلت قد صدتا مخ می ارزه  ....
بچگی هام  خیلی شیطون بودم و پر جنب و جوش همیشه اذیت می کردم و اذیت می شدم به شکل های مختلف پسرای همسایه.... همیشه با هم دعوا می کردیم و دخترای همسایه..... همیشه مبهوت من بودن و نزدیک نمی شدن و فقط نگاهم می کردن . 
مادرم  فقط  صبوری می کرد . 
یه وقتايي كه كلافه ميشد تو چشمام نگاه ميكرد و دستشو نشونم ميداد. بهم ميگفت:
"رگ هاي دستم رو نگاه كن دارم پير ميشم تو منو خيلي اذيت كردي ديگه امسال ميميرم از دستت ....
مادرم بر خلاف تو ، خيلي خوب ميشناخت ترس های منو . به ساعت نمي كشيد، كه وقتي خواب بود، ميرفتم و دستشو از زير پتو مي كشيدم بيرون. انقدر رگ هاش رو مي بوسيدم تا بيدار ميشد و منو با لبخند مي كشوند زير پتو.
خوب ميدونست منو فقط ترسِ از دست دادن مي ترسونه. 
امروز اما ، من هنوز  اون ترس های بچگی رو  به همرا دارم .
unnamed.jpg

absham50
رضا
گاهی که دستم به تو نمی رسد حریف واژه ها می شوم هوس می کنم تمام دیوارهای سفید خانه ام را ازنام تو پر کنم و تنگاتنگ تو بی هیچ فاصله ای بنشینم و تمام عکسهای تو را در آغوش بگیرم . دلتنگ که می شوم عکس های کوچکت را می بوسم و یک روز که خیلی دلتنگ بودم دلم را درقاب آیینه عکس تو جا گذاشتم تا تو دلتنگی مرا بفهمی ....
77060811662997324840.jpg

absham50
رضا
هیچکس حتی نمیداند رویای تو پیامبری ست که معجزه میکند 
من هنوز زنده ام 
و این اعجاز خاطرات تو 
اعجاز رویای توست ... 
باورکن عزیزدل 
من به این معجزه زنده ام 
معجزه ی خاطرات تو . . .
1655889_1414011478860066_4598331937818876683_n.jpg

absham50
رضا
من کنار پنجره ام 
کافی ست دوباره به این کوچه بیایی 
و چشمهای کهربایی ات را بسپاری به سبزی این بهار 
تا دوباره گم شوم در هزارتوی خاطرات ... 
ca60e5233146b3080046d9d240d743cd_500.jpg

absham50
رضا
ایمان آورده ام به فصل سرد بی روح ...
نگاه کن به ویرانه های باغ های تخیلم ....
k_bahmani_1.jpg

absham50
رضا
زمان با شتاب گذشت ....
و خاطره سبز با تو بودن ....
 مرا  به استغنای دیدن کشاند ...
هنوزم بد حالم و انگار هیچوقت خوب نمیشم ...
images (1).jpg

absham50
رضا
بیا ..
دنیا نمی ارزد 
به این پرهیز و این دوری! 

بعد از تو.mp3 · 2.9MB
absham50
رضا
روزها می گذرد
یکی پس از دیگری
و هیچ اتفاقی نمی افتد

اتفاق یعنی تو
که بند کنی دلـــــم را
به بند بندِ زندگی

که روزهایم جان بگیرد
و شب هایم بی درد بگذرد

تـــــــــو 
دیگر هرگز
تو که نیستی پیشم.mp3 · 3.3MB
absham50
رضا
من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد ...
17265337_769524006533294_784892744924397568_n.jpg

صفحات: 1 2 3 4 5